تبليغاتX
ویارهای پسری آبستن


عشق یه اشتباه محاسباتیه

همینجوری که می گوزی فک می کنی آخیش راحت شدم ولی بعد می بینی ریدی تو شلوارت


مرتبط : +

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 23:19  توسط آبستنیوس  | 

 

 

آدمها ، شوخی شوخی  همدیگه رو می کنند

بچه ها  ، جدی جدی  به دنیا می آن

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 10:5  توسط آبستنیوس  | 



مشتری گرامي

دسترسي به اين پست امکان پذير نمي باشد


 پ ن : مجبورم

                     می فهمی؟

                          مجبورم !


+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 21:40  توسط آبستنیوس  | 



خـــ.ـــدا  که بره زیر سوال ، همه چیز از زیر سوال در می آد



+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 14:29  توسط آبستنیوس  | 




  بوی    اَن دماغ

+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 16:13  توسط آبستنیوس  | 


قوه ی قضاییه  ،طی حکمی

 سردسته ی اغتشاشگران را به روزانه ، هشت ساعت تماشای بیست و سی 

و  شبانه ، ده مرتبه نوشتن از روی سایت فرهاد جعفری محکوم کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 23:52  توسط آبستنیوس  | 

حتی رژیم ستمشاهی هم ، تو اوج خفقان

نه اس ام اس ها رو قطع می کرد نه سایتها رو فیلتر

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 23:9  توسط آبستنیوس  | 


آقای  فرهاد جعفری  سلام

من یکی از خوانندگان کافه پیانو بودم و تا قبل از خواندن مطالب وبلاگتان ، یکی از دوستداران شما.

من تا دوسه روز قبل از 22 خرداد به این که حضرتعالی  بدون در نظرگرفتن منافع شخصی و از روی اعتقاد ، طرفدار رییس جمهور مردمی! شدید ایمان داشتم ولی با خواندن هر مطلب جدیدی از شما بیشتر و بیشتر به خودم و ایمانم و شما شک می کنم

واقعا مضحک است  که برای اثبات این که اکثر افراد حامی موسوی فقط به خاطر منافع شخصی و نه ملی به موسوی رای میدهند ، گل گیسو را وارد ماجرا می کنید و می نویسید :

بی‌مقدمه ازم پرسید: چرا خارجی‌یا به‌خاطر کشورشون رای می‌دن، ما به خاطر خودمون (منافع شخص خودمان)؟!... که ازش پرسیدم چرا این‌طور فکر می‌کند. که معلوم شد شنیده که کسانی به هم می‌گفته‌اند «به موسوی رای بدهیم بهتر است. زمین‌ها گران می‌شود»!

فکر کنم با نگاهی به قیمت زمین چهارسال پیش و مقایسه اش با قیمتهای الان ، خود گل گیسو هم می تواند بفهد که با سیاستهای فوق کارشناسی چه کسی می شود قیمت زمین ها رو دو سه برابر کرد .

وافعا شک برانگیز است که شمایی که تا قبل از انتخابات یکی از دلایل اصلی حمایتتان از معجزه ی هزار سوم را ، مبارزه با بیست و شش سال نظام ناعادلانه و افشای مفسدین اقتصادی و مبارزه های کوبنده ی حضرتش در راه برقراری عدالت اجتماعی معرفی می کردید ،روز بعد از اعلام نتایج  می نویسید :

 "بنابراین به مصلحت جمعی ماست که آقای احمدی‌نژاد، دست‌کم در دور دوم ریاست‌جمهوری‌اش، نخواهد که نقش «قهرمان طبقات فرودست و محروم» را به‌چنان طرزی بازی کند که مستلزم برخوردِ سخت با مصادیق رانت‌خواری باشد"

یا بعد از اعتراضات و کشته شدن هموطنانتان می نویسید :

 در مورد «ریخته شدن خون جوانان بیگناه ایرانی» که در نامه‌تان بهش اشاره کرده‌اید، من نمی‌توانم قضاوت کنم. چون نه به چشم دیده ام و نه در این چندروز، (تا این لحظه) حتا از رسانه‌های داخلی یا خارجی شنیده‌ام که کسی در جریان آشوب‌ها کشته شده باشد»

باید ملت ، برای آگاه سازی شما ، بیایند مشهد و جلوی چشم شما باتوم و گلوله بخورند که باور کنید عده ای هم مرده اند ، ، آقای جعفری ، در دنیای وب علاوه بر سایت گوگل ؛ که هر روز اسم خودتان را در آن سرچ می کنید و مجموعه  نوشته های ملت را در خصوص کافه پیانو پیدا می کنید و بعد در وبلاگ وزینتان کپی پیست می کنید ، چند سایت دیگر هم هست ، مثل یوتیوب ( که با عنایات دولت عدالت گستر،  جدیدا" غیرقابل دسترس شده) آنجا می شود خیلی چیزها را "با چشم" دید .

    شما از کی تا این حد به رسانه و مسوولان کشوری اعتماد پیدا کردید که فقط بعد از اعلام رسمی مرتضی تمدن ، رییس شورای تامین تهران ، مبنی بر کشته شدن "عده ای که قصد حمله به مراکز نظامی را داشته اند" می نویسید :

باید بگویم نمی‌فهمم چرا معترضان، باید به اماکن نظامی حمله کنند؟ مگر این که قصد شوریدن بر تمامیت نظام سیاسی داشته باشند. که در آن صورت، بحث اساساً از شکل عادی و مسالمت‌آمیزش خارج می‌شود.

فایل ویدیویی همان عده ی مسلح و تیراندازی بسیجیان در سایت یوتیوب هست ، آنجا می توانید ببینید که ملت مسلح که قصد تسخیر اماکن نظامی را دارند ، این قدر احمقند که به جای استفاده از اسلحه هاشان ، شعار می دهند و سنگ پرت می کنند ، تازه ، همه ی اینکارها را هم بعد از شلیک تیرهوایی توسط بسیجیان جان برکف انجام می دهند ، این احمقها حتی بعد از گلوله خوردن هم حاضر به استفاده از اسلحه نمی شوند

جناب جعفری 

خیلی جالب است که شما کسی را اینگونه معرفی می کنید:

«سرتاسر وجودش، از عشق به میهن و مردمش می‌سوزد و نمونه‌ی منحصر‌به‌فردی از صداقت و شرافت در میان دولتمردان حاکم است» 

که آوازه ی صداقتش گوش جهانیان را پر کرده و در مورد عشق به مردم و شرافتش همین بس که صدها هزار از معترضان به نتیجه ی انتخابات را " خار و خاشاک" می نامد و تنها برای نمایش قدرت و دهن کجی به حداقل چهارده میلیون ایرانی  ، نماد معترضان(شال سبز ) را به گردن می اندازد و خود را سید می نامد

 

آقای جعفری ؛ موارد جالب زیادی مانده ، ولی جداً ، شما به روح اعتقاد دارید؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 3:16  توسط آبستنیوس  | 

 

نظر به استقبال بی نظیر ملت همیشه در صحنه  و  در راستای افزایش ضریب خجستگی جامعه

و تخلیه ی هیجانات اضافی با برگزاری کارناوالهای شبانه / روزانه ی رنگین ،

وزارت کشور ، زمان انتخابات را دو ماه تمدید نمود

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 11:37  توسط آبستنیوس  | 


از دیگر دستاوردهای این انتخابات می توان به اضافه شدن واژه ی "پوپولیست"

به گنجینه فحش های روشنفکرمآبانه  اشاره کرد

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 20:50  توسط آبستنیوس  | 



طبق روال (دوهزار و پونصد +) سی ساله ، قراره شما و دوستانتون رو مورد تجاوز واقع بدند

ولی در راستای تکریم ارباب رجوع  و احترام به شعور مخاطب ،

شما حق دارید یکی از دو وسیله ی زیر رو با اکثریت آرا انتخاب کنید:

1 . آلت مبارک خری جوان با قوای جنــــســـی ای تکان دهنده همراه با سیم خاردار اضافه

2 . آلت نحیف انسانی تقریباً شعورمند ( که اینم دل داره خب) ،

همراه با روغن های مناسب برای کاهش آلام.



حالا شما می تونید در اعتراض به این اعمال غیر انسانی

اصلن این رفراندوم رو به کفشتون هم نگیرید

و به مبارزه ی کوبنده و خاموشتون ادامه بدید

و البته به زودی طعم سیم خاردار اضافه رو بچشید

یا برای سلامت سیستم گوارشی و کاهش استهلاک ماتـــــحت مبارک ،

به گزینه ی دوم رای بدید.

جمله ی قصار مربوطه : اصلاً این قدر رای ندید که رای دونیتون پاره شه.
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 14:40  توسط آبستنیوس  | 


وارسته : انسانی که بر خلاف سایرین ، غورهای فلسفی و گنده گــوزیهایش را در تنهایی

و گــوزهایش را در جمع می نماید

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 22:30  توسط آبستنیوس  | 

 

"رفیقم یه بی خـــدای حسابی بود. می دونی .

با هم داشتیم از کنار یه بی خانمان رد می شدیم

دوستم رفت کنارش و یه چک صد دلاری در آورد و ازش پرسید : تو به خــــدا اعتقاد داری؟

یارو یه نگاه به پول انداخت ،  یه نگاه به دوستم و گفت : آره

دوستم چک رو بهش داد و گفت : این یه هدیه از طرف خـــداست."

                               Before Sunrise

                                                                                            (با تصرف و تلخیص/ تخلیص!)
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 0:28  توسط آبستنیوس  | 

مشتری گرامي

دسترسي به اين پست امکان پذير نمي باشد


 پ ن : مجبورم

                     می فهمی؟

                          مجبورم !

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 22:13  توسط آبستنیوس 

 

باز هم بازی

و این بار : قوانین مهم زندگی خود را بنویسید.

 

 

البته حقیر ، قبلا در  مبحثی دیگر  به این مهم پرداخته بودم

 که در اینجا برای تاکید بیشتر دوباره آنها را می نمایم

اصول زندگی:

۱. به هیچ اصلی پایبند نباش

۲.همه چیز نسبی می باشد

۳.هر چه قدر بیشتر به درد اهمیت بدی ، بیشتر آزارت می ده

۴. دوست یعنی موجودی که بشه تحملش کرد

۵.اصولا" برای شرایط مزخرف فعلیت ، هیچ کس غیر از خودت

مقصر نیست ،مخصوصاْ خدا

۶.وقتی که درحال مورد تجاوز واقع شدن می باشی و راه فرار/مقاومت/مبارزه ای نداری

به جای چس ناله نمودن ، سعی کن ازش لذت ببری

 

نتیجه گیری اخلاقی : همه ی اصول ، شرح و تفصیل عبارت فاخر "به تخمم" می باشند

 

پ ن : با تشکر از دعوت  یله

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 17:13  توسط آبستنیوس  |