بی مقدمه : من به مدتی نا معلوم نیستم
شرح و تفصیل : مدتی نا معلوم یعنی حدود سه ماه
نیستم یعنی نه می تونم به روز کنم نه کامنت بذارم
نه وبلاگ هاتون رو بخونم نه کامنت هاتون رو . ( حذف فعل به قرینه ی لفظی )
برداشت بالیوودی : من کلا آدم احساسی ای نیستم ولی صادقانه باید اعتراف کنم
دلم برای خودتون وبلاگ هاتون کامنت هاتون و
کلا هرچی که تون داشته باشه تنگ میشه
و از همین جا جماعت هم جنس رو می بوسم
و برای قشر نسوان دورادور دست تکون می دم
تبصره ی ویژه ی اناث : حالا اگه شما خیلی اوپن مایندید می بوسمتون
شخصا مشکلی ندارم
برداشت معناگرایانه : یه مدته این جمله تو ذهنم وول می خوره
: برای من یک پایان باز در نظر بگیرید
شاید بعدا بشه ازش استفاده هایی (بی ) ادبی نمود
علی ایحال شما برای من یک پایان باز در نظر بگیرید تا ببینیم بعدش چی می شه
پ ن : من تو حالت عادی هم هر چند ماه یه بار آپ می کردم پس عملا اتفاق مهمی نیفتاده
