وارسته : انسانی که بر خلاف سایرین ، غورهای فلسفی و گنده گــوزیهایش را در تنهایی
و گــوزهایش را در جمع می نماید
"رفیقم یه بی خـــدای حسابی بود. می دونی .
با هم داشتیم از کنار یه بی خانمان رد می شدیم
دوستم رفت کنارش و یه چک صد دلاری در آورد و ازش پرسید : تو به خــــدا اعتقاد داری؟
یارو یه نگاه به پول انداخت ، یه نگاه به دوستم و گفت : آره
دوستم چک رو بهش داد و گفت : این یه هدیه از طرف خـــداست."
(با تصرف و تلخیص/ تخلیص!)